متن شعر
به صحرا سپردم دمی جای زینب
کمی خواهری کن که ای وایِ زینب
دلم سوخته ای خاک نمانده توانی
برادر نداری غمم را بدانی
به خاک خون کشیدنش
نیزه کشیدم از تنش
سلام من بر آن شهیدی
که رو به آب کشتنش
پیش رباب کشتنش
غریب تر از اون ندیدی
تویی تموم ماجرا
که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمیگزاری
صدای قلب من چرا
غمت نمیکشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
****
ببین ضربه ای نور از این دیده برده
تو را گم نکردم سرِ نیزه خورده
رسیده به گودال نشسته نشسته
نفس میزدی با دهان شکسته
کتف غلاف خورده ام
سر شکاف خورده ام
تو را به یاد مادر انداخت
سینه چاک چاک تو
دهان پر ز خاک تو
شرر به جان مادر انداخت
تویی تموم ماجرا
که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمیگزاری
صدای قلب من چرا
غمت نمیکشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
.
سید مهدی میرداماد
شب هفتم ماه محرم 1405
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر