قرآن گرفتم بر سرم در شام احیای خودم – شعر روضه سوم محرم

بازدید: 69 بازدید
گلچین مداحی و روضه خوانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

قرآن گرفتم بر سرم در شام احیای خودم

شد دامن خاکی من معراج لیلای خودم

بالانشینی خانه ی ویران نشینی آمده

عمه کمک کن پاشوم این دفعه از جای خودم

آن روسریِ پاره و گلدار را گم کرده ام

تا لخته خون پنهان کنم در موی زیبای خودم

صدبار پیش دختر شامی زمین افتاده ام

اما نیفتادم هنوز از چشم بابای خودم

سنگی که خورده بر سرِ تو بر سرِ من خورده است

شد بالش زیر سرِ من سنگ خارای خودم

اصلاً نمیبینم تنت را با دو چشم درهمم

لابد بغل کردی مرا خوش قد و بالای خودم

دستم النگوی طلایی بود که دست همه است

رفتم حراجی های شام از بخت تنهای خودم

شلاق را کج کرد و زد گفتم نزن لج کرد و زد

سیلی دو دستی خورده ام من مثل زهرا مادرم

از درد پهلو که می افتادم زمین آن بی حیا

مستانه میزد با لگدها عمه را جای خودم

آتش گرفتم تا زنی چیزی برایم پرت کرد

بعد گفت بخشیدم به تو از نان و خرمای خودم

از ناقه که خوردم زمین ای کاش پایم میشکست

رفتم میان بزم می امروز با پای خودم

با چوب محکم بر لبت میزد میان تشت زر

با مشت محکم میزدم انجا به لبهای خودم

.

متن شعر روضه
شب سوم ماه محرم
شهادت حضرت رقیه
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل