هنوزم این سر زخمی
پر از خاکستر و دوده
تنور خونه خولی
مگه خاموش نبوده
خوش اومدی به ویرونه
بگو که اومدی با هم بریم خونه
دیگه رقیه از عمه نمی تونه
که جای دستای زجرو بپوشونه
تو خزون باغ رو سرم ریختن
با هر اتفاق رو سرم ریختن
دست و پای من بسته بود اما
خاکستر داغ رو سرم ریختن
سوختم خاکستر داغ
رو سرم ریختن
****
گرفت از پشت سر مومو
کشید محکم النگومو
برید انگشتای دستم
صدا کردم عمومو
می بینی روزگارم رو
می بینی روضه های گریه دارم رو
بهم پس نمیده اون بی حیا حتی
همون چادر نماز پاره پارم رو
از العطش خواهرم سوختم
مثل روضه مادرم سوختم
بین آتیش خیمه ها موندم
زنده زنده من تو حرم سوختم
سوختم زنده زنده من
تو حرم سوختم
****
نمیره حرمله از یاد
به جون هر دومون افتاد
درخت و هی تکون میداد
سرت از شاخه افتاد
نگو ویرونه قابل نیست
بیا آرومه اینجا دیگه قاتل نیست
سر بریدته رو دامنم اما
چرا اجزای صورت تو کامل نیست
اشکای منو خواهرت می ریخت
خون تازه از حنجرت می ریخت
از دست یزید جیگرم می سوخت
وقتی که شراب رو سرت می ریخت
سوختم وقتی که شراب
رو سرت می ریخت
شعر: سعید پاشازاده
.
محمدحسین حدادیان
نماهنگ خاکستر داغ 1405
مداحی و نوحه همراه متن شعر
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
ایتا | بله | روبیکا | تلگرام
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر