منو رسونده به شام نیزه ی بی حرکتت
بابایی نشناختمت عوض شده صورتت
از ترک رو لبات هنوز داره خون میاد
از موی سوختت چرا داره بوی نون میاد
یه مرد جنگی اومد یه دخترِ بی دفاع
از ناقه خوردم زمین میترسم از ارتفاع
وقتی میخوردم زمین خنده به گریم میکردم
چقدره بی رحمه زجر از مو بلندم میکرد
نمیدونی که چیا از اون حرامی دیدم
چادرمو رو سرِ دختر شامی دیدم
میگفت تو بازار چرا بدونِ بابا میری
با خنده میگفت مثه پیره زنا راه میری
.
متن شعر روضه
شهادت حضرت رقیه
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Eitaa Bale Rubika Telegram
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر