متن شعر
نوبت رزم شیرِ مردان شد
از سرِ خیمه ها پناهی رفت
رو به میدان جنگ یا هیبت
پسر شاه مثل شاهی رفت
باد تابی به زلف او انداخت
دست در گردن عمو انداخت
بغض غم پنجه در گلو انداخت
پیش چشمان ماه ماهی رفت
ای به قربان روی زیبایت
اندکی صبر کن که بابایت
خیره مانده به قد و بالایت
پدرش تا کشید آهی رفت
اشبه الناس به پیمبر گفت
رو به ده ها هزار لشکر گفت
نعره ای زد انا ابن حیدر گفت
رنگ از صورت سپاهی رفت
دست پرورده ی یلی هستم
خسته و تشنه ام ولی هستم
من علی وارث علی هستم
هرکس از ترس سمت راهی رفت
رقص شمشیر او تماشایی
ساخت از خونِ کشته دریایی
میرود مثل باز هرجایی
گه یمین و یسار گاهی رفت
با هرآنچه که میرسید زدند
چون علی بود پس ندید زدند
بر سرش ضربه ای شدید زدند
چشمهای علی سیاهی رفت
آه از آنچه ضربه با وی کرد
اسب را سمت خیمه ها هی کرد
قسمتی از مسیر را طی کرد
اسب در راه اشتباهی رفت
گَله ای گرگ ها به دنبالش
گفتنی نیست حال و احوالش
غرق خون است یال و کوپالش
یوسف این بار در چه چاهی رفت
نیزه داران چه زود می آیند
عده ای با عمود می آیند
تیغ ها هی فرود می آیند
نوبت سنگ و چوب ها هم شد
وایِ من ولوله است دور و برش
جنگ یا هروله است دور و برش
چقدر حرمله است دور و برش
غرق در تیر سبط خاتم شد
کربلا دشت های قمصر بود
پُرِ گلبرگ های پرپر بود
آسمان و زمین معطر بود
ارباً اربا ذبیح اعظم شد
آمده بر سرِ پسر بابا
سر نهاده به روی سر بابا
میکشد آه از جگر بابا
عمه اش دید و وقت ماتم شد
تک و تنها دوید صحرا را
پر کند تا که جای لیلا را
با پسر کشته دید بابا را
حفظ جانِ ولی مقدم شد
ازدحام و صف است واویلا
سوت و جیغ و کف است واویلا
هلهله با دف است واویلا
دشمنش شادمان از این غم شد
.
متن شعر روضه
شب هشتم ماه محرم
حضرت علی اکبر
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر