تلگرام  بنر کتاب  بنر انگشتر

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد

با غمت گاهی نباید ساخت باید گریه کرد

امتحان کردم ببینم سنگ میفهمد تو را

از تو گفتم با دلم کوتاه آمد گریه کرد

ای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبرد

مادرم نذر تو را هر وقت هم زد گریه کرد

با تمام این اسیران فرق داری قصه چیست

هر کسی آمد به احوالت بخندد گریه کرد

از سر ایمان به داغت گاه میگویم به خویش

شاید آن شب زجر هم وقتی تو را زد گریه کرد

وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد

آن زن غساله هم اشکش در آمد گریه کرد

شاعر: کاظم بهمنی

 

 

حاج سید مجید بنی فاطمه / شب سوم ماه صفر 1398

متن مداحی ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0