. اشعار فاطمیه 98 مداحان

امونمو برید همون که معجر دخترت رو کشید | شعر | نریمان پناهی

امونمو برید همون که معجر دخترت رو کشید

امونمو برید همون که معجر دخترت رو کشید

دیدم خودم حسین جلوی چشم مادرت تنت رو درید

چیا که نیومد سرم بگم از غم معجرم

بعد رفتن تو حسین کیا بودن دور و برم

محاله دیگه به خدا یادم بره کرب و بلا

اونجا زدی تو دست و پا

سر تو رفت رو نیزه ها

پیکر پاره پاره زینب بی قراره

یک مرد اومده رو سینت پا بذاره

دخترت داره نگاه میکنه واویلا

زیر خنجر تو صدا میزنی یا زهرا

میکنم رو به سوی مدینه و گویم یا جداه

هذا حسین مقطع الاعزا

*****

قلب منو شکست همونی که یه روز روی سینت نشست

دخترتو دیدم حسین دیدم که دندون شیریشو شکست

دیگه بریدم از همه ببین دلم پر از غمه

آخه کی میشه باورش منم دختر فاطمه

دیدم چیا اومد سرت شنید صدای حنجرت

داره سوالی خواهرت چی شد حسین انگشترت

پیکر پاره پاره زینب بی قراره

یک مرد اومده رو سینت پا بذاره

دخترت داره نگاه میکنه واویلا

زیر خنجر تو صدا میزنی یا زهرا

میکنم رو به سوی مدینه و گویم یا جداه

هذا حسین مقطع الاعزا

*****

از سر نیزه ها دیدی چطور حسین بردنم سمت شام

امونمو برید خنده و طعنه و سنگای روی بام

تو این سفر حسین زینب تو چیا کشید

تو شام و کوفه شد موهای زینبت سپید

ما رو دادن آزار بین کوچه بازار

حسین اهل بیت و بردن بزم اغیار

تیره شد مقابل چشای من هر جا

می میریخت روی سرت پیش نگاه ما

مردمو زنده شدم بریدم از دنیا واویلا

هذا حسین مقطع الاعزا

 

 

 

کربلایی نریمان پناهی / شب دوم ماه صفر 1397

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0