اگه چشام نمیبینه میون این تاریکی | شعر | سید مهدی میرداماد

بازدید: 504 بازدید
اگه چشام نمیبینه میون این تاریکی

اگه چشام نمیبینه میون این تاریکی

اگه چشام نمیبینه میون این تاریکی

ولی بابا حس میکنم خیلی بهم نزدیکی

عمه زخمامو میبوسه آروم رو خاک ویرونه

میخواد منو بغل کنه ولی نمیتونه

هی تو رو زدن رو نی جلو چشای من

هی منو زدن زخمی دست و پای من

عمه رو زدن به جرم گریه های من

****

نموندی از پیشم رفتی غمت توی دلم جا شد

چشام با این کبودی ها چقدر شبیه زهرا شد

عمه دستامو میگیره آخه چشام نمیبینه

تو گریه ها منو زدن جرمم فقط اینِ

رفتی و شدی قاری نیزه ها بابا

رفتی و شدم ساکن تو خرابه ها

رفتی و شدیم اسیر شمر بی حیا

****

سه سالمه که داغ تو از زندگی سیرم کرد

قدم خمیده بابا جون نبودنت پیرم کرد

بابا محاسنت خونِ اینجا سرت چی آوردن

موهات چرا سوخته تو رو کجا بردن

بعد تو بابا خمیده مثل مادرم

بعد تو بابا کبودِ چشمای ترم

بعد تو بابا آتیش گرفته معجرم

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat