اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حسین طاهری – ای جان جانانم من در به دره خواهر سلطانم

ای جان جانانم من در به دره خواهر سلطانم
اشعار ماندگار
1

ای جان جانانم من در به دره خواهر سلطانم

ای جان جانانم من در به دره خواهر سلطانم

ای دین و ایمانم دل سپرده زینب ایرانم

مجنون یعنی من لیلا یعنی تو

خورشید عرش اعلا یعنی تو

یه عمریه به سرم داری منت

یا معصومه اشفعی لی فی الجنة

****

تو روح حاجاتی والله تو هم عمه ساداتی

تو مثل زهرایی تو مثل دریایی

تو نشونه حضرت زهرایی

ای نبض قلب موسی ابن جعفر

ای خاک پاهات علامه پرور

میریزه از نگاهت صد تا بهجت

یا معصومه اشفعی لی فی الجنة

****

در بندت آزادم تو صحنتم انگار تو گوهر شادم

رویای شیرینم من تو حرمت بهشتُ می بینم

عشقت شیرین تر از هر سوهانه

ایمان داریم قُم قلب ایرانه

بگیر دست منو روز قیامت

یا معصومه اشفعی لی فی الجنة

دانلود صوت مداحی / تلگرام

.
ولادت حضرت معصومه 1400 حاج محمد رضا طاهری
کربلایی حسین طاهری
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …