اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – تا آسمون میره صدای فریادم

تا آسمون میره صدای فریادم
اشعار ماندگار
1

تا آسمون میره صدای فریادم

تا آسمون میره صدای فریادم

کنار جسم تو به سجده افتادم

یواش یواش داره روح از تنم میره

نفس بکش بابات از غصه میمیره

زخمی که روی سینه ات گذاشتن مُهر نمازم بابا

چاره ندارم با این مصیبت باید بسازم بابا

علی علی جان

****

خبر نداری از حال منه مضطر

به من بگو چی شد اعضای این پیکر

هر تیکه از جسمت یه جای این صحرا

چه جوری تنهایی جَمعِت کنم یکجا

پیغمبر من حرمتمونو عجب مراعات کردن

دیدن کریمی واسه تبرک تنت رو خیرات کردن

علی علی جان

****

هر نقطه از جسمت چرا به یک رنگه

رو صورتت جای اصابت سنگه

بذار غمت توی دل پدر باشه

خوب نمیشه زخمی که رو جیگر باشه

موذن من کاشکی تو گودال کنار من میموندی

ای کاش خود تو بین اذانت اشهدمو میخوندی

علی علی جان

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

متن شعر تا آسمون میره صدای فریادم + متن مداحی

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …