اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – تو خیمه هامون آبی نمونده

تو خیمه هامون آبی نمونده لباتو مادر عطش سوزونده
اشعار ماندگار
2

تو خیمه هامون آبی نمونده لباتو مادر عطش سوزونده

تو خیمه هامون آبی نمونده لباتو مادر عطش سوزونده

میبینی مادر نداره شیری چیکار کنم تا آروم بگیری

دعا کن آسمون یه کمی بباره

یا که از شریعه عمو آب بیاره

ای ابر بی بارون پیش چشام نبار

با ناله هات علی اشکمو در نیار

لالالالا علی

****

رفتی به میدون همراه بابا رفتی عزیزم خدا نگهدار

رفتی و چشمم مونده به راهت دعای زهرا پشت و پناهت

عزیزم تابیای سر رات میشینم

الهی سرتو روی نی نبینم

الهی داغتو نبینه مادرت

کاشکی نبینه که پاشیده حنجرت

لالالالا علی

****

ای آرزوی رباب لالایی رو دست نیزه بخواب لالایی

چشام به چشمات دل پریشونم دارم برا تو روضه میخونم

باورم نمیشه یه روزی به سرم

از رو نیزه بشی سایه رو سرم

رفتی و مادرت نداره حوصله

الهی بشکنه دستای حرمله

لالالالا علی

*****

چه کرده مادر سه شعبه با تو پاشیده از هم همه رگاتو

سرت رو نیزه به مویی بنده حرمله داره بهم میخنده

آخرش سرتو از اینا میگیرم

آخرش علی جون برا تو میمیرم

شدی سپر برا سنگای شامیا

میفته هی سرت به زیر دست و پا

لالالالا علی

دانلود فایل صوتی از اینجا

.

.

 

🌐 اخبار، اشعار و محصولات مهجه را در کانال تلگرام دریافت کنید

🔻 اشعار کامل محرم ۱۳۹۷ مداحان رو از اینجا دانلود کنید

🌐 www.mohjat.net

👉 @mohjat_net

بازتاب: متن کامل نوحه بس کن رباب داری خودتو آب میکنی حاج مهدی رعنایی شب هفتم محرم ۱۳۹۷ | مهجه
2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …