.  اشعار محرم 99 منتشر شد

تو قیامت را قیامت میکنی

تو قیامت را قیامت میکنی

تو قیامت را قیامت میکنی

بر امامان هم امامت میکنی

ای مهار ناقه ات زلف عفاف

پیروهن بخشیده در شام زفاف

روز محشر کار ما با فاطمست

نقش پیشانی ما یا فاطمست

کفو تو یا فاطمه تنها علیست

هم علی زهراست هم زهرا علیست

زان می عشقی که کس ان را ندید

بر مشام انبیا بویی رسید

نشعه ان بوی تا دل را ربود

انبیا را جبرئیل امد فرود

عاشقی دیدم سر ا پا شور بود

نور بود و نور بود و نور بود

تا شراب عشق با خم سر کشید

گفت ان مست خدا هل من مزید

عشق پیش پای او زانو زده

دست بر دامان ان بانو زده

در حریم قدس محرم زینب است

معنی عشق مجسم زینب است

ان که بر غم هست خاتم زینب است

نا خدای کشتی غم زینب است

ای علی مبهوت تفسیرت شده

وی علی اکبر عنان گیرت شده

ای به باغ فاطمه یاس علی

وی رکابت پای عباس علی

یوسفم از یوسفان دل می برد

وی که از کل جهان دل می برد

یوسفی شیرین دهن با ناز و شور

اشوه گر طناز دلبر غرق نور

با تو گویم گر ز حسن یار خویش

خود رقیبی ساختم در کار خویش

سایه لطفش ندارد انتها

قامتی دارد از اینجا تا خدا

با قیامش اید از خیل ملک

نغمه الله اکبر از فلک

کین خداوند است یا نور خدا

ها علی او شبیه المرتضی

چشم هایش نور مصباح عزل

چشم نه یک بهر لبریز از عسل

چشم هایی از عسل شفاف تر

تیرش از نور هدایت صاف تر

لعل لبهایش دلارام حسین

نقطه عطف نگاه زینبین

***

اول تو از پیاله هستی چشیده ای

ما نیز خورده ایم ز جان دهانی ات

تو روی دست امده ای پس میا به زیر

بالا مکان بمان به همان لا مکانی ات

قنبر که خود لیاقت قنبر شدن نداشت

افتاد بین جذبه قنبر کشانی ات

 

تو قیامت را قیامت میکنی

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0