اشعار محرم 1401 کلیک کنید

جفا کردن تیر و نیزه ها رو تو تن تو جا کردن * امیر کرمانشاهی

جفا کردن تیر و نیزه ها رو تو تن تو جا کردن
اشعار ماندگار

جفا کردن تیر و نیزه ها رو تو تن تو جا کردن

جفا کردن تیر و نیزه ها رو تو تن تو جا کردن

تنِ زخمیِ تو رو جدا جدا کردند جفا کردند

سرُ بردن بمیرم که یادگار مادرو بردن

روی نی سرِ علیِ اصغرو بردن سرُ بردن

جنایت شد توی خیمه های عمه ها قیامت شد

به مخدرات و اهل بیت جسارت شد جنایت شد

جنایت شد قسمت زنا و دخترا اسارت شد

خواهرت میون کوچه ها اذیت شد جنایت شد

کتک خوردن زن و بچه ی تو رو غریب گیر آوردن

روزی صد دفعه مخدراتِ تو مُردن کتک خوردن

****

خسته بود آقا تازه روی مرکبش نشسته بود آقا

میزدن سنگ سرش شکسته بود آقا خسته بود آقا

تک و تنها رفت  دم رفتن طرف خیمه ی زنها رفت

تا صدای گریه تو خیمه بالا رفت تک و تنها رفت

تنهایِ تنها بود تنهایِ تنها رفت

آرومِ جونِ من زیر دست و پا رفت

هرکی از راه اومد سرنیزه خرجش کرد

پیش همه زینب از خولی خواهش کرد

****

شمر از تو گودال فهمیده انگار

که از کمر قامت تو شده خم بعد از علمدار

داره سمت گودال عجولانه میره

چرا زینب چشمِ ربابو میگیره

با چکمه روی سینه وای میشینه وای

نَبُرید وای رقیه میبینه وای

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج امیر کرمانشاهی
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …