اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – جلوه روی تو بود طور مناجات ما

جلوه روی تو بود طور مناجات ما
اشعار ماندگار
1

جلوه روی تو بود طور مناجات ما

جلوه روی تو بود طور مناجات ما

کعبه کوی تو بود قبله حاجات ما

بی تو اگر میروم چاره ندارم ولی

این همه دوری نبود شرط مکافات ما

وعده ما و تو در بزم یزید پلید

تا کنی از طشت زر جلوه به میقات ما

شربت دیدار تو آب حیات همه

صحبت این ناکسان مرگ مفاجات ما

خرمن عمر عزیز رفت به باد ستیز

ز آتش بیداد سوخت حاصل اوقات ما

از تو نگشتیم جدا در همه جا وز قضا

تا به قیامت فتاد دید و ملاقات ما

راه درازی به پیش همسفران کینه کش

همتی از پیش بیش بهر مهمات ما

شمع صفت میروم سوخته و اشک ریز

ای سر نورانی ات شاهد حالات ما

بی تو نشاید که ما بار به منزل بریم

یا که به سختی مگر بار غم دل بریم

شاعر: شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (مفتقر)

***

ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند

سوختگان غمت با غم دل خرمند

هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت

با خبران غمت بی خبر از عالمند

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

کربلایی نریمان پناهی / شب اربعین ماه صفر 1397

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …