اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج محمود کریمی – جوون رشیدم شنیدم مثل دریا بودی

جوون رشیدم شنیدم مثل دریا بودی
اشعار ماندگار

جوون رشیدم شنیدم مثل دریا بودی

جوون رشیدم شنیدم مثل دریا بودی

سکینه به من گفت که تو مهمون زهرا بودی

وقتی دیدم این مشک پاره هر روز عمرم عاشوراست

وقتی گفتن زهرا رو دیدی ذکر قنوتم یا زهراست

من و اشک زینب و سکینه دیگه اسمم ام بی بنینه

ماه و ستاره محرم راز من و مدینه

یا ام عباس یا ام البنین

****

شنیدم با نیزه عزا دارات و ساکت کردن

شنیدم میون یه قبر کوچیک خاکت کردن

روی نیزه منزل به منزل گیسوت و دادی دست باد

زینب میمرد وقتی که راّست از روی نیزه می افتاد

کجا رفتی با سر بریده کجا رفتی مادرت خمیده

من و دعا کن که جون مادر به لب رسیده

یا ام عباس یا ام البنین

****

روی مشک پارت هنوزم مونده خون دستات

ندیدم چه کرده عمود اهن با ابروهات

عطر حیدر پیچید وقتی از روی مرکب افتادی

شیر مادر شیرم حلالت گفتن که تشنه جون دادی

تو دلهامون غصه یه دنیاس

من و زینب بی حسین و عباس

روضه دستات ورد زبون رباب و لیلاس

یا ام عباس یا ام البنین

دانلود صوت مداحی / مستقیم

.
وفات حضرت ام البنین 1390 حاج محمود کریمی
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …