. اشعار فاطمیه 98 مداحان

حرمله از سر پر خون تو نان در آورد | متن مداحی | محمد صمیمی

حرمله از سر پر خون تو نان در آورد

حرمله از سر پر خون تو نان در آورد

تو به این روز سر گندم ری افتادی

هر چه کردند سرت را روی نی بند کنند

کاش میشد که نشد پی در پی افتادی

سرت آنقدر سبک بود که حتی یک بار

نیزه دار تو نفهمید که کی افتادی

هی منه بی رمق از قافله جا میماندم

تو مراعات مرا کردی و هی افتادی

لالالا گل پونه گنجیشک بی آب و دونه

بابا چشماتو میبنده با دستایی که غرق خونِ

هنوز چشات میسوزه دلم برات میسوزه

دلم برا زخمای خشک لبات میسوزه

بال و پرت پر از خونِ حال منو کی میدونه

لالا لالا گرما به چشات خواب آورده

لالا لالا فاطمه برات آب آورده

****

از می عشقی که کس آن را ندید

بر مشام انبیا بویی رسید

نشعه ی آن بوی تا دل را ربود

انبیا را جبرئیل آمد فرود

عاشقی دیدم سرا پا نور بود

شور بود و شور بود و شور بود

تا شراب عشق با خم سر کشید

گفت آن مست خدا هل من مزید

عشق پیش پای او زانو زده

دست بر دامان آن بانو زده

در حریم قدس محرم زینب است

معنی عشق مجسم زینب است

ناخدای کشتی غم زینب است

آنکه هست بر غم خاتم زینب است

ای علی مبحوت تفسیرت شده

ای علی اکبر عنان گیرت شده

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0