اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – خدایی نامرده اونی که با نیزه آقا

خدایی نا مرده اونی که با نیزه آقا
اشعار ماندگار
4

خدایی نا مرده اونی که با نیزه آقا

خدایی نامرده اونی که با نیزه آقا راه گلوتو سد کرده

یا اونی که پیش زینب جسم تو رو لگد کرده

خدایی بد کرده

یکی عصا میزد یکی دیگه به صورتت آقا با کف پا میزد

یه مادری هم گوشه گودال تو رو صدا میزد

تو رو صدا میزد

سرتو میبردن پیرهنی که بود دست بافته مادرتو میبردن

میون خیمه خلخالای دخترتو میبردن

سرتو میبردن

شبیه کابوسه اونی که آتیش میزنه ما رو روضه ناموسه

وقتی جلو نا محرما زینب رگاتو میبوسه

شبیه کابوسه

غریب گودالی آخ بمیرم الهی که واست میون جنجالی

اسیر پنجه های شمری چقده بی حالی

چقده بی حالی

خیلی کتک خورده خدایی اشکای رباب اشک ما رو در آورده

دیده یکی موقع غارت گهواره رو برده

خیلی کتک خورده

سرتو میبردن پیروهن و به همراه انگشتر تو میبردن

میون خیمه خلخال ای پای دخترو میبردن

سرتو میبردن

اذیت و آزار منی که سایمو هیچکس هم ندیده بود یک بار

حالا دارم میرم با نامردا تو کوچه و بازار

اذیت و آزار

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

4 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …