.  اشعار محرم 99 منتشر شد

خواستم دست تو را باز نمایم که نشد | متن شعر| حاج محمود کریمی

خواستم دست تو را باز نمایم که نشد

خواستم دست تو را باز نمایم که نشد

پا به پای تو در آن کوچه بیایم که نشد

همه هم دست شدند دست خدا را بستند

خواستم این گره کور گشایم که نشد

ریختند بر سر من دست ز تو بردارم

هر چه کردم نکنند از تو جدایم که نشد

سعی کردم که به پیش تو نیفتم به زمین

قنفذ آنقدر زد انداخت ز پایم که نشد

دست خود را به در سوخته حائل کردم

جان شش ماهه خود حفظ نمایم که نشد

حیف شد بعد سه ماهی گل من وا میشد

میشد امروز بخوابد روی پایم که نشد

خواستم زودتر از این بروم نزد پدر

زینب اینقدر دعا کرد برایم که نشد

دست بشکسته اگر یاری زهرا میکرد

میشد این قطره اشک تو شفایم که نشد

به همین پهلوی بشکسته حلالم کن علی

خواستم دست تو را باز نمایم که نشد

شاعر: حسین میرزایی

 

 

.

🌐 اخبار، اشعار و محصولات مهجه را در کانال تلگرام دریافت کنید

🔻 اشعار کامل محرم ۱۳۹۷ مداحان رو از اینجا دانلود کنید

🌐 www.mohjat.net

👉 @mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0