. اشعار فاطمیه 98 مداحان

داد چشمان تو در کشتن من دست بهم | شعر | سید مجید بنی فاطمه

داد چشمان تو در کشتن من دست بهم

داد چشمان تو در کشتن من دست بهم

فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست بهم

هر یک ابروی تو کافیست پی کشتن من

چه کنم با دو کمان دار که پیوست بهم

شیخ پیمانه شکن توبه به ما تلقین کرد

آه از این توبه و پیمانه که بشکست بهم

عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشت

زلف او باز شد و کار مرا بست بهم

مرغ دل زیرک و آزادی از این دام محال

که خم گیسوی او بافته چون شست بهم

دست بردم که کشم تیر غمش را از دل

تیر دیگر زد و بر دوخت دل و دست بهم

هر دو ضد را به فسون جمع توان کرد وصال

غیر آسودگی و عشق که ننشست بهم

شاعر: وصال شیرازی

 

حاج سید مجید بنی فاطمه / شب چهارم ماه صفر 1396

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0