اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی حسین طاهری – دست نگه دار عبا بر نداشته

دست نگه دار عبا بر نداشته
اشعار ماندگار

دست نگه دار عبا بر نداشته

دست نگه دار عبا بر نداشته

پیره مرده عصا بر نداشته

یک قدم تا حالا بی عمامه

توی این کوچه ها بر نداشته

بی عبا بردن پیره مردو وسط کوچه ها بردن

دست بسته شبیه مرتضی بردن بی عبا بردن

ناسزا گفتن بی حیاها جلوی بچه ها گفتن

من نمیتونم بگم که چیا گفتن ناسزا گفتن

آی غریب آقام

****

راهشو تو دل شب نبندید

دستشو پشت مرکب نبندید

دستای روضه خونه حسین و

مثل دستای زینب نبندید

کوچه باریکه شبای مدینه دلگیرو تاریکه

صدا پای دشمنا خیلی نزدیکه کوچه باریکه

هی میره از حال اومده جلو چشش روضه گودال

گریه میکنه برا غارت خلخال هی میره از حال

آی غریب آقام

****

تا که آتیش به در زد زبونه

تازه پیچید صدا تازیونه

دخترای قد و نیم قد تو

پا برهنه دویدن تو خونه

روضه دلگیره دلش از مدینه تا کربلا میره

بدن حسین پر از زخم شمشیره روضه دلگیره

روضه سنگینه یه نفر داره روی سینه میشینه

تازه خواهرش داره اونو میبینه روضه سنگینه

آی غریب آقام

دانلود صوت مداحی / تلگرام

.
شهادت امام صادق 1400 کربلایی حسین طاهری
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …