اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – رسیده کاروان بر خاک غربت

رسیده کاروان بر خاک غربت
اشعار ماندگار
1

رسیده کاروان بر خاک غربت

رسیده کاروان بر خاک غربت

به خاک ماتم و داغ و مصیبت

رسیده بر زمین پر مشقت

رو لبهای حسین شده هی این نوا

اعوذ بالله من الکرب و بلا

حسینم وای حسین

****

شده خیمه به پا با شور و غوغا

زینب داره به لب اینگونه آوا

حسین ما را ببر از دل صحرا

دل زینب چقدر گرفته اضطراب

دلش از دلهره چو شمعی گشته آب

حسینم وای حسین

****

سر خواهر بود بر زانوی غم

ز بوی نینوا بگرفته ماتم

نشسته بر دلش غم های عالم

شده دلواپس یگانه دلبرش

که سایه حسین نرود از سرش

حسینم وای حسین

****

حسین جان از غمت خواهر بمیرد

عزای ماتم تو را نگیرد

مبادا دشمنت شادی بگیرد

دل من می تپد برای اصغرت

کند پرپر اخا یگانه اکبرت

حسینم وای حسین

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …