روزی که عدم بود و عدم بود و عدم بود | شعر | حاج محمود کریمی

روزی که عدم بود و عدم بود و عدم بود

روزی که عدم بود و عدم بود و عدم بود

نه عرض و سما بود نه لوح و نه قلم بود

تسبیح خدا در نفس پاک پیمبر

لبهای علی هم سخن ذات قدم بود

روزی که گل ادم خاکی بسرشتند

ادم به تولای علی صاحب دم بود

از خاک قدم های علی کعبه بنا شد

او را نتوان گفت که نوزاد حرم بود

روزی که کرم بود دری در صدق غیب

و الله علی قبله هر باب کرم بود

بر قلب علی علم خدا از دل احمد

چون سیل خروشنده روان در دل یم بود

در بین رسولان که به عالم علم هستند

نام نبی و نام علی هر دو علم بود

در جعفه نبی دید نبی حمد خداوند

با نعت وی و ذکر علی ذکر صنم بود

بالله تجلی نبی مطلع و الانوار

والله تولی علی فوق نعم بود

خلقت چو خدا خالق و بخشنده ندارد

خالق چو علی و چو نبی بنده ندارد

از خالق دادار بپرسید علی کیست

از احمد مختار بپرسید علی کیست

جز شخص علی شخص علی را نشناسد

از حیدر کرار بپرسید علی کیست

شمشیر به دشمن دهد و شیر به قاتل

از قاتل خونخوار بپرسید علی کیست

با دار بلا انس بگیرید و در ان حال

از میثم تمار بپرسید علی کیست

در غزوه بدر و احد و خیبر و احزاب

از تیغ شرر بار بپرسید علی کیست

از نخله خرما و در و دشت و بیابان

از چاه و شب تار بپرسید علی کیست

از حجر و سعید جبیر و ز ابوذر

از مالک و عمار بپرسید علی کیست

جز فاطمه کس محرم اسرار علی نیست

از محرم اسرار بپرسید علی کیست

بگرفت به کف جان و سر جای نبی خفت

از ان همه ایثار بپرسید علی کیست

میثم چه در اوصاف علی و گوید خواند

جز حق نتواند نتواند نتواند

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0