اشعار محرم 1401 کلیک کنید

روز و شب از غم تو اشک فشانم چه کنم – کربلایی نریمان پناهی

روز و شب از غم تو اشک فشانم چه کنم
اشعار ماندگار
1

روز و شب از غم تو اشک فشانم چه کنم

روز و شب از غم تو اشک فشانم چه کنم

روح من پر زده ای روح و روانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

کوه صبرم ولی از غصه ی تو آب شدم

کربلا برده همه تاب و توانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

من گل گلشن زهرا و علی بودم لیک

دست بیداد چنین کرده خزانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

داغ عباس و علی اکبر و قاسم یک سو

از غم کودک شش ماهه ندانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

از همان لحظه که گفتی جگرم میسوزد

گشته پیوسته دگر آه و فغانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

تا قیامت خجل از مادر خود فاطمه ام

نشد آخر به لبت آب رسانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

کاش میشد که به یاد بدن عریانت

زیر این تابش خورشید بمانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

نگهت از ته گودال مرا کشت حسین

از نگاه تو هنوزم نگرانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

کاش میشد به سر خاک تو مانند رباب

بهر تو روضه ی گودال بخوانم چه کنم

حسین غریب یا مظلوم

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
وفات حضرت زینب سال 1400
کربلایی نریمان پناهی

آرشیو اشعار شهادت 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …