.  وفات حضرت معصومه . وفات حضرت معصومه

شبا اشکای خورشید و | متن مداحی | حاج محمود کریمی

شبا اشکای خورشید و

شبا اشکای خورشید و توی مهتاب می بینم

آقا از بس دلم تنگه حرم رو خواب می بینم

توی دنیای بی دردا حرم درمون دردامه

خلاصه میشه آرامش همونجایی که آقامه

تو میدونی منِ تنها با تو آرامشی دارم

میدونم خیلی آقایی من از تو خواهشی دارم

نگیری اسمتو از من حسینِ رمز اکسیرم

اگه یک روز اسمت رو نیارم زود میمیرم

شبا اشکای خورشید و توی مهتاب میبینم

آقا از بس که دل تنگم حرم رو خواب میبینم

توی دنیای بی دردا حرم درمون دردامه

خلاصه میشه آرامش همونجایی که آقامه

تو میدونی منه تنها با تو آرامشی دارم

میدونم خیلی آقایی من از تو خواهشی دارم

نگیری از من اسمت رو حسینه رمز اکسیرم

اگه یک روز اسمت رو نیارم زود میمیرم

تو که انقدر آقایی بیا فکری به حالم کن

نبودم نوکر خوبی بیا آقا حلالم کن

تموم بچگی من خلاصه میشه تو هیئت

اگه الآن کمی خوبم داره یک ریشه تو هیئت

تو هیئت مادرم میگفت باید پشت درت باشم

دعام میکرد با گریه همیشه نوکرت باشم

تو آبدارخونه میرفتم میدیدم چای و قندون و

کنار چایی روضه میدادن حاجتامون و

نفهمیدم چی بود روضه ولی مادر رو میدیدم

زیر چادر سرش پنهون صدا گریش رو میشنیدم

یه جوری روضه میخوندن که حال مادرم بد شد

فقط انقدر فهمیدم برا اهل حرم بد شد

حسین جان آه از اون ساعت که خون از ابر می بارید

توی گودال افتادی سرت رو شمر می برید

***

من از تو مزد نوکری ام را گرفته ام

تنها مرا به خاطر کم کاری ام ببخش

***

تموم بچگی من خلاصه میشه تو هیئت

اگه الآن کمی خوبم داره یک ریشه تو هیئت

تو هیئت مادرم میگفت باید پشت درت باشم

دعام میکرد با گریه همیشه نوکرت باشم

تو آبدارخونه میرفتیم میدیدم چای و قندون و

***

سماوری که به بزم حسین میجوشد

بخار و قُلقُل آن جرم خلق میپوشد

دگر حکایت تسنیم و سلسبیل مگوی

بگو حکایت مستی که چای مینوشد

***

کنار چایی روضه میدادن حاجتامون و

نفهمیدم چی بود روضه ولی مادر رو میدیدم

زیر چادر سرش پنهون صدا گریش رو میشنیدم

یه جوری روضه میخوندن که حال مادرم بد شد

فقط انقدر فهمیدم برا اهل حرم بد شد

حسین جان آه از اون ساعت که خون از ابر می بارید

توی گودال افتادی سرت رو شمر می برید

***

چشم بر هم بزنی تن روی صحرا مانده

چشم بر هم بزنی شمر برش گردانده

چشم بر هم بزنی پیروهنش پاره شده

چشم بر هم بزنی خواهرش آواره شده

***

باد گرمی وزید در گودال

شمر آمد پرید در گودال

بر روی سینه حسین نشست

خنجرش را کشید در گودال

دست در گیسوی حسین انداخت

مادرش را ندید در گودال

 

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0