فاطمیه 98
فروش ویژه

شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان | متن مداحی | حسین طاهری

شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان

شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان

پسر مظهر یزدان

که بُدی صاحب طبل و علم و بیرق و سیف و حشم و

با رقم و با رمق اندر لب او ماه بنی هاشم و عباس

علمدار و سپهدار و جهانگیر و جهان بخش و دگر نایب و سقا

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

****

دید کاندر حرم خسرو خوبان

شده بس ناله و افغان و پر از شیون طفلان

همه شان سینه زنان

نوحه کنان موی پریشان دل بریان

سوی عباس شتابان

که عمو جان چه شود جرعه آبی برسانی

به لب سوختگان کز عطش آتش بگرفته گلوی ما

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

****

غضب آلود ز غیرت شد و عباس بشد موی تنش راست

ز جا خواست به خود گفت که عباس

تو اشجع به همه ناس عجب از تو است

که با این همه مردی و شجاعت

شود از صولت تو زهره شیر فلکی آب

عجب آسوده نشستی و روان شو بنما آب مهیا

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

****

پس علم کرد قد سرو دل آرا

به سرش تاج زمِغفِر که زدی طعنه به قیصر

به تنش کرده زره چشمه او

تنگ تر از چشم حسودان بد اختر

به کمر بست یکی تیغ مهندس

به میان سرو دو پیکر

به سر دوش یک اسپر به مثل گنبد مینا

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

****

پس ز اصطبل برون کرد

یکی توسن صرصر تک و

فرخ رخ و طاووس دم و یال پر انبوه به پیکر

چو یکی کوه خط و خال چو آهو

که از شیحه او گوش فلک کر شد و رفتی به ثریا

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

*****

پس بیاویخت بدوش دگر خویش

یکی مشک چو مشکی که بدی خشک تر

از لعل لب ماه مدینه

گل گلزار سکینه به فغان گفت

که یا بنت اخا ناله مکن

ضجه مزن ز آن که عموی تو نمرده

روم الحال کنم بهر تو من آب مهیا

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

****

پور حیدر چو یکی مرغ سبک روح

مکان کرد روی عرشه زین

روح الامین گفت که ای احسنت از آن مادر فرزانه

که آورد چو تو شیر دل و نام وری را

که دو زانوش گذشتی ز سرو گوش فرس

یک سره هی هی به تکاور زدی همچون علی عالی اعلی

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

****

پس به تعجیل سوی شط فرات آمده

مانند سکندر ز پی آب حیات آمده

آن شیر غضنفر نظری کرد بر آن آب

که چون اشکم ماهی بزدی موج بفرمود

که ای آب عجب موج زنی لیک نداری

خبر از تشنگی عترت طاها

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

****

پس به تکبیر بزد نعره

همان شیر به جولان شد و در صحنه میدان

شد و پاشید ز هم لشکر کفار

یکی گفت که ای قوم گریزید

که این است ابوالغزه تُهَمتَن

لقبش ماه بنی هاشم و باشد پسر حیدر صفدر

شده منسوب به سقا

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

****

از چه ای آب عجب می روی

اما خبرت نیست سکینه گل گلزار مدینه

رخ مهش بفسرده

ز عطش غش بنموده

آخر ای آب تویی مهریه فاطمه

اما پسرش شد ز تو محروم

همان سید مظلوم الهی که گل آلود شوی

تا به ابد شوقی غم دیده از این غم شده دیوانه و شیدا

شه با وفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل

معدن سخا ابالفضل نور هل اتی ابالفضل

شاعر: مرحوم شوقی اصفهانی

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 

 فاطمیه 98  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0