اشعار محرم 1401 کلیک کنید

صدای شور میاد از بارون * حاج محمود کریمی

صدای شور میاد از بارون
اشعار ماندگار
1

صدای شور میاد از بارون

متن مداحی صدای شور میاد از بارون

————————————

صدای شور میاد از بارون

بوی اسپند میاد از امشب

پنجه ی بغض نشسته رو گلوم

نفسم بند میاد از امشب

دوای شفای دلی که از سنگه

نمِ اشک گرم و دم غمآهنگه

برای اون دم برای اون غم

برا محرم دلم تنگه

****

روز اول ملائک خوندن

با اذون اسمتو تو گوشم

متولد میشم باز انگار

وقتی مشکی برات میپوشم

برا مشک و عشقت مثه دو تا باله

این پرپر زدنها قشنگترین حاله

برای اون حال روضه ی گودال

به قد یک عمر دلم تنگه

برا محرم دلم تنگه

****

تو محرم مسافر میشه

اونی که با لیاقت باشه

منم امید به این دارم که

روزیم امسال شهادت باشه

محرم میاد و خوبا نشون میشن

شهید نگاه اربابشون میشن

برا پریدن اربابو دیدن

برا رسیدن دلم تنگه

برا محرم دلم تنگه

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج محمود کریمی

شهادت امام جعفر صادق 1401

خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …