اشعار محرم 1401 کلیک کنید

عاشقی اگه بلد باشی – کربلایی حسین طاهری

عاشقی اگه بلد باشی
اشعار ماندگار
1

عاشقی اگه بلد باشی

عاشقی اگه بلد باشی

میدونی وقتشه همین الآن پاشی

دستتو بذاری رو سینه مؤدب

از همین فاصله با جون و دل امشب

بری وایسی زیر نور ماه

سلام بدی به ابی عبدالله

بخت دره خونتو زد حسین اومد

بیار بالا دستاتو هلهله کن

همه ی مارو میبینه حوصله کن

بگو صنم با من دل یک دله کن

یا من صنما دل یک دله کن

گر سر ننهم وانگه گله کن

ای جان من حسین جانان من حسین

****

بیخودی پریشون احوالی

بیخیال وقتشه که آخره سالی

دست خالی بیای و پر بشه دستات

یه زیارت نامه هم داشته باش همرات

شاید بری حرمش این ماه

سلام بدی به ابی عبدالله

گوشه ی تقویم عشقت یه جا بنویس

امشب آقایی میاد که رو دستش نیس

بریز بپاشه وقت گدائیه

نمیپرسه کی اومده کجائیه

میگه هرکی بگه حسین کربلائیه

بیار بالا دستاتو هلهله کن

همه ی مارو میبینه حوصله کن

بگو صنم با من دل یک دله کن

یا من صنما دل یک دله کن

گر سر ننهم وانگه گله کن

ای جان من حسین جانان من حسین

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
ولادت امام حسین / ماه شعبان 1400
کربلایی حسین طاهری

آرشیو اشعار مولودی 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …