اشعار محرم 1401 کلیک کنید

عشقت دوای همه درداست * کربلایی حسین حبیبی

عشقت دوای همه درداست
اشعار ماندگار
1

عشقت دوای همه درداست

عشقت دوای همه درداست

این عشق همه اعتقاد ماست

بزم عزای شما نوره

روضه شفاخونه‌ ی زهراست

اباعبدالله دوا توی چای روضه هاته

اباعبدالله شفا توی خاک کربلاته

اباعبدالله بدون تو زندگی مماته

اباعبدالله ولی با تو مردنم حیاته

به سر هوای حرم دارم به دل امید کرم دارم

خدا رو شاکرم از اینکه به زیر دین علمدارم

اباعبدالله وجیهاً عندالله

****

غیر از تو شاهی به عالم نیس

با تو به دل غصه و غم نیس

هرچی که خیره توی دنیا

جایی به جز زیر پرچم نیس

اباعبدالله حالم زیر پرچم تو خوبه

اباعبدالله چون اسمت مقلب القلوبه

اباعبدالله اگه میکوبم به سینه آخه

اباعبدالله دلم تو سینه برات میکوبه

تو جان جانی و جانانی محک به قوت ایمانی

چه غم ز جور مخالف چون تو آن چراغ فروزانی

اباعبدالله وجیهاً عندالله

شعر و سبک: مهدی ستارزاده

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
مداحی جدید 1401
کربلایی حسین حبیبی

خرید آنلاین کتاب مداحی »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …