میون شلوغی شهر تا دلی دوباره گم شد | شعر | سید مهدی میرداماد

بازدید: 1614 بازدید
میون شلوغی شهر تا دلی دوباره گم شد

میون شلوغی شهر تا دلی دوباره گم شد

میون شلوغی شهر تا دلی دوباره گم شد

یادش افتاد که تو هستی پا شد و راهی قم شد

رو به روی گنبد تو  قلبامون میشن کبوتر

تشنه یه جرعه نوریم  فاطمه دختر کوثر

سلام ای خواهر خورشید سلام ای حضرت بارون

به شوق مهربونی تو دوباره اومده مهمون

چه غریبونه یه عاشق پیش تو رضا رضا کرد

گره هاشو دستای تو چقد عاشقونه وا کرد

حالا که مدینه دور تو بیا و مادری کن

با نگات ملیکه قم این دلارو کوثری کن

سلام ای خواهر خورشید سلام ای حضرت بارون

به شوق مهربونی هات پیش تو رضا رضا کرد

از حرم تا جمکرانم جاده ای چشم انتظاره

تا همین روزا رو خاکش آقامون قدم بذاره

گنبد طلایی تو به دل همه نشسته

با چه امیدی رسیدن زائرای دل شکسته

سلام ای خواهر خورشید سلام ای حضرت بارون

به شوق مهربونی هات پیش تو رضا رضا کرد

یا فاطمه المعصومه اشفعی لنا فی الجنه

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net