اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – نکن تلظی ای نیلوفر مادر

نکن تلظی ای نیلوفر مادر
اشعار ماندگار
1

نکن تلظی ای نیلوفر مادر

نکن تلظی ای نیلوفر مادر

آروم جون و قلب مضطر مادر

داری میمیری از عطش علی جانم

تو روبروی چشمای تر مادر

از غم و غصه تو آکندم یه نفس آروم بگیر دلبندم

به خدا منم ندارم شیری جای چنگت شده گردنبندم

لالایی علیِ اصغر من

****

با گریه هات بردی تاب و توون من

آتیش نزن مادر اینقدر به جون من

معلومه از حال خرابی که داری

میخوای بری پیش بابا بدون من

تو هم از غصه سراپا دردی انگاری که عزم رفتن کردی

من برات چه آرزوها دارم قول بده کنار من برگردی

وای من وای من ای علی

****

میمونه داغ تو رو قلب پر خونم

بدون تو مادر آخه نمیتونم

یه شب دیگه تو آغوشم بمون اصغر

این آخرین دیدارمونه میدونم

بعد تو منم میشم آواره غم میشه سهم دل بیچاره

میدونم که حرمله داغت رو عاقبت رو جیگرم میذاره

وای من وای من ای علی

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …