. اشعار فاطمیه 98 مداحان

و دانه ریخت بیایی کبوترش باشی | متن شعر | سید مهدی میرداماد

و دانه ریخت بیایی کبوترش باشی

و دانه ریخت بیایی کبوترش باشی

دوباره آینه‌ ای در برابرش باشی

نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی

میان راه پرستوی پرپرش باشی

مدینه شهر غریبی برای فاطمه‌ هاست

نخواست گم شده ‌ای مثل مادرش باشی

خدا تو را به دل بی قرار ما بخشید

و خواست جلوه ‌ای از حوض کوثرش باشی

به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را

چو دید آمده ‌ای سایه‌ سرش باشی

اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد

و تا همیشه تو یاس معطرش باشی

نگاه تو همه را یاد او می ‌اندازد

به چهره‌ ات چه می ‌آید که خواهرش باشی

خدا نخواست تو هم با جواد کوچک او

گواه رنج نفس‌ های آخرش باشی

نخواست باز امامی کنار خواهر خود

نخواست زینب یک شام دیگرش باشی

شاعر: قاسم صرافان

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0