.  وفات حضرت معصومه . وفات حضرت معصومه

پدر جان آمدی بی پیکری که | متن مداحی | حاج محمود کریمی

پدر جان آمدی بی پیکری که

پدر جان آمدی بی پیکری که

از آن قامتی که تو تنها یک سری که

ندارد حال من تعریفی اما

بمیرم من تو از من بد تری که

چرا یک جای سالم در سرت نیست

تو بابا جانشین حیدری که

نگفتی با خودت با این سر و وضع

دلیل مردن این دختری که

چرا انقدر هستی نا مرتب

کجا رفتی پر از خاکستری که

مسلمانان تو را آزار دادند

پدر تو وارث پیغمبری که

به دست ساربان انگشتری بود

گمانم بود ان انگشتری که

همه طول سفر دست خودت بود

ولی بودند مثل معجری که

همه طول سفر روی سرم بود

و می پوشاند آن موی سری که

میان شعله های خیمه ها سوخت

ندارم جز حصیری معجری که

شب و روز عمه میگوید رقیه

کبودی و شبیه مادری که

پدر موی سر من سوخت اما

امان از آتش و میخ دری که

میان شعله هایش مادرم سوخت

همان جا بود که بال و پرم سوخت

دودمه

بابا وقار من پیکارم حجاب من شمشیرم

تقاصت را میگیرم

بابا اگر چه دستم بسته اگر چه در زنجیرم

تقاصت را میگیرم

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0