.  اشعار محرم 99 منتشر شد

پیری زمین گیرم صبوری نا خوش احوال

پیری زمین گیرم صبوری نا خوش احوال

پیری زمین گیرم صبوری نا خوش احوال

حس میکنم افتاده ام از شیب گودال

یادم نرفته ذوالجناح بی سوارت

یادم نرفته دختران بی قرارت

یادم نرفته سنگ بر آیینه ات خورد

یادم نرفته چکمه ای بر سینه ات خورد

یادم نرفته گریه ام سیلاب میشد

طفلی رقیه پا به پایم آب میشد

زهرا شدم در تنگنا آتش گرفتم

من زودتر از خیمه ها آتش گرفتم

از کربلایت زخمی و بی بال رفتم

با چشم هایی تار از گودال رفتم

از حال و روزم بی خبر بودم برادر

با شمر و خولی همسفر بودم برادر

با دست خالی جنگ آن اغیار رفتم

با چادر خاکی سر بازار رفتم

زخم زبان از شهر پر نیرنگ خوردم

در کوفه از شاگرد هایم سنگ خوردم

از ازدحام کوچه ها رنجید زینب

از هم محلی کم محلی دید زینب

همسایه ای داغ دلم را تازه می کرد

چادر نمازم را سرش اندازه می کرد

خاکستر غم بر سر من ریخت کوفه

خورشید را از شاخه ای آویخت کوفه

رفتم برای ماندن اسلام رفتم

با آستینی پاره شهر شام رفتم

از خنده های ساربان رنجید زینب

آخر سر دروازه را هم دید زینب

از راه های سخت و بی برگشت رفتم

با دست هایی بسته پای طشت رفتم

پیراهنت را سوختم تا پس گرفتم

با خون دل عمامه ات را پس گرفتم

در قتلگاه غم زمین گیرم برادر

دارم به قتل صبر میمیرم برادر

شاعر: وحید قاسمی

 

 

 

حاج امیر کرمانشاهی / شب اربعین ماه صفر 1398

متن مداحی پیری زمین گیرم صبوری نا خوش احوال

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0