محرم 99 کلیک کنید

حاج محمود کریمی – چشمم برای آمدنت اشک پرور است

چشمم برای آمدنت اشک پرور است

چشمم برای آمدنت اشک پرور است

از چشم های منتظرم کوچه ها تر است

اقا تصدقت تو و این کاسه تهی

اری گدای هر شب جمعه بر این در است

شکر خدا که روزی ما شد محرمت

شکر خدا که بر کفنم نام نوکر است

شکر خدا که مادرتان نام ما نوشت

شکر خدا که زندگی ام خرج دلبر است

مشکی به تن نموده و احرام بسته ام

قربانی ام نما اگر این حج اخر است

از دستمال گریه خود ریشه ای بده

تا کربلا روم که پر از یاس پرپر است

من را حواله دره دیگر اگر کنی

جایی نمی روم که بهشتم همین در است

اقا بیا و روضه مسلم بخوان که گفت

چشمم برای امدنت اشک پرور است

پیک تو ام که در قفسی تنگ مانده ام

نام بری که زخمی و بی بال و بی پر است

پرواز را ز خاطر من برده این دیار

این سرنوشت بی کسی این کبوتر است

شرمنده ام که خواهرت اواره کرده ام

شرمنده ام ببخش نفس های اخر است

دیروز دست بیعت بر دامنم نشست

امروز حرف کشتن تو حرف اخر است

گفتم بنالم و ز غم خود به سر زنم

از چه بگویم اه که غم ها مکرر است

از نعل تازه ای که به اسبانشان زدند

یا از مغازه ها که پر از تیغ و خنجر است

یا از محله های یهودی نشین شهر

از چشم های بی حیا که به دنبال معجر است

از بام ها که جای گل از سنگ پر شده

از اتش تنور که سرگرم یک سر است

از گوش ها که منتظر گوشواره اند

از مردمی که وعده سوغاتشان زر است

از کوچه های خاکی و بازار برده ها

از خنده ها به طفل یتیمی که لاغر است

از دست های زبر و خشن تازیانه ها

از پنجه ها که در پی گیسوی دختر است

از هر چه نیزه نیزه اینان بلند تر

از هر چه تیر تیر سه شعبه گران تر است

از نا کسی که در پی انگشتری توست

از خنجری که منتظر زیر حنجر است

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0