اشعار محرم 1401 کلیک کنید

چش من کم سو شده کارم تمومه – حاج محمدرضا بذری

چش من کم سو شده کارم تمومه
اشعار ماندگار

چش من کم سو شده کارم تمومه

چش من کم سو شده کارم تمومه

بغض غم چند وقتیه توی گلومه

خسته شدم از این تبعید امید من شد نا امید

وفا ندارن این مردم

چی بگم از دست اینها حکایت کوفه است اینجا

حیا ندارن این مردم

بعد عمری ببین آخر کجاها من رو آوردن

شبیه عمه و جدم منو بزم شراب بردن

امون ای دل

****

رسیده جون به لبم از دست اینها

میخونم با هر نفس مدد یا زهرا

یاد مدینه افتادم نمیره داغت از یادم

روضه میخونم زیر لب

بشکنه دست اون نامرد که صورتت رو نیلی کرد

جلوی چشمای زینب

به غرور حسن برخورد که شدی رو زمین پرپر

ملائک گریه میکردن واسه چشم ترِ حیدر

امون ای دل

****

آسمونه سامرا به رنگ خونِ

دل من تو کربلاست خدا میدونه

شکر خدا شد تقدیرم با لب تشنه میمیرم

میسوزم از زهر دشمن

اگه تک و تنها بودم غریب سامرا بودم

در امون ناموس من

لب گودالو میبینم پریشون خواهر افتاده

تهِ گودالو میبینم از نفس مادر افتاده

امون ای دل

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
شهادت امام هادی سال 1400
حاج محمدرضا بذری

آرشیو اشعار شهادت 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …