اشعار محرم 1401 کلیک کنید

سید مجید بنی فاطمه – کسی که هر روز زهر غربتو چشیده

کسی که هر روز زهر غربتو چشیده منم
اشعار ماندگار
1

کسی که هر روز زهر غربتو چشیده منم

کسی که هر روز زهر غربتو چشیده منم

شهید کوچه دست بخشش خدا حسنم

درخشش نور عزتو گرفتن از نگاه من

میون گرداب بی کسی کسی نشد پناه من

همین برا غربتم بسه خونه شده قتلگاه من

غم رو دلم میشینه آرزوم همینه برم از مدینه

****

یادم نمیره اونکه تا ابد دلم رو شکست

غروب سرد و طوفانی که راه کوچه رو بست

کسی نبود تا داد بزنه بی غیرتا حیا کنید

با هر نفس فریاد میزدم مادرمو رها کنید

همونجا گفتم فرشته ها بابام علی رو صدا کنید

تا صورتش رو دیدم دستشو کشیدم تا خونه دویدم

****

نشسته مادر یک عالم به سفره کرمت

پاشو عزیزم مثل تو ببین که بی حرمم

نشون داره قبر خاکی ام ز قبر بی نشون تو

یادت میفتن کبوترا کنار من به جون تو

مثه تو بی نام و بی نشون ستاره آسمون تو

باز زائر تو منم تو صدا بزنم پسرم حسنم

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود مداحی جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

 

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …