اشعار محرم 1401 کلیک کنید

یا امام حسین رو سیاهیمو نگاه نکن – کربلایی حسین حبیبی

یا امام حسین رو سیاهیمو نگاه نکن
اشعار ماندگار
1

یا امام حسین رو سیاهیمو نگاه نکن

یا امام حسین رو سیاهیمو نگاه نکن

با هم اومدیم سوا نکن دست خالیمو رها نکن

خاک پای زائراتم هر شب جمعه به یاد کربلاتم

بدترینه نوکراتم هرشب جمعه به یاد کربلاتم

بازم از راه دور سلام داد از دوری مدام

کی میشه بازم بیام ای آقا

ای تنها عشق زندگیم رویای همیشگیم

دوست دارم از قدیم ای آقا

یا امام حسین رو سیاهیمو نگاه نکن

با هم اومدیم سوا نکن دست خالیمو رها نکن

****

با تو بوده خاطراتم هر شب جمعه به یاد کربلاتم

تشنه آب فراتم هر شب جمعه به یاد کربلاتم

دنیا و آخرت حسین خیر عاقبت حسین

خوشبختی فقط حسین ای آقا

من از تو دل نمیکنم حتی وقت مردنم

بازم سینه میزنم ای آقا

یا امام حسین رو سیاهیمو نگاه نکن

با هم اومدیم سوا نکن دست خالیمو رها نکن

دانلود فایل صوتی از اینجا

.
اشعار محرم 1400 حسین حبیبی
.

کــتاب مــداحی جدید »» اینجا کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …