یه روز و روزگاری تو دلم اومدی پا گذاشتی | شعر | حسین طاهری

یه روز و روزگاری تو دلم اومدی پا گذاشتی

یه روز و روزگاری تو دلم اومدی پا گذاشتی

رفتی ولی برای همیشه عشقتو جاگذاشتی

تو که خودت برای نوکری منو نشونه کردی

اگه دوسم نداشتی دلمو چرا دیوونه کردی

روی دیوار قلبم داری یه یادگاری

منو سوزوندی حالا کاری باهام نداری

یه عمری گوشه دامت همیشه زدم دست و پا

دلم تنگه برای تو منو کی میبری کربلا

کربلا کربلا

****

تموم لحظه هام پر شده از خاطره های با تو

حالا که قید دنیا رو زدم یعنی یا مرگ یا تو

بگو کی بهتر از تو میتونه هوامو داشته باشه

بمیرم اون روزی که دستم از دست آقا جداشه

جایی که اسمی از تو نبوده من نَشِستم

یه روزی گریه هامو برا تو میفرستم

بجز از عشق تو دیگه چیزی نمیخوام از خدا

دلم تنگه برای تو منو کی میبری کربلا

کربلا کربلا

****

تویی که آغوش مهربونت به روی هر کی بازه

بگو تا کی باید عاشق تو بسوزه و بسازه

تو که میری و دنبال همه بیچاره ها میگردی

میدونی خیلی وقته که هنوز منو صدا نکردی

چرا شبای جمعه تو زائرات نباشم

آخه چرا یکی از فدائیات نباشم پایین پات نباشم

چی میشد با تو میبردن سرمو روی نیزه ها

دلم تنگه برای تو منو کی میبری کربلا

کربلا کربلا

 

.
.

دانلود فایل صوتی از اینجا

شب شهادت امام حسن عسکری 1398 کربلایی حسین طاهری


لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.