اشعار محرم 1401 کلیک کنید

از درک بشر جداست ما شاء الله * کربلایی حسین طاهری

از درک بشر جداست ما شاء الله
اشعار ماندگار
1

از درک بشر جداست ما شاء الله

از درک بشر جداست ما شاء الله

چون مشتری اش خداست ما شاء الله

خاک حرم کعبه حرام است به ما

خاک حرمش شفاست ما شاء الله

بیچاره کسانی که ندارند او را

ارباب حسینِ ماست ما شاء الله

فرمود که زیر قُبه ی شاهِ شهید

حاجات همه رواست ما شاء الله

کشتیِ حسین از ازل بر آب است

او ناجی انبیاست ما شاء الله

ارباب حسینِ ماست ما شاء الله

سنگ از در و دیوار ببارد هر روز

بزم غم او به پاست ما شاء الله

دست کرمش پر است شکرٌ لله

دورش چِقَدَر گداست ما شاء الله

تکلیف دلم میان عباس و حسین

یک بام و دوتا هواست ما شاء الله

ارباب حسینِ ماست ما شاء الله

ما را دم مرگ در بغل میگیرد

آنقدر که با وفاست ما شاء الله

از لشکر اربعینی او هستیم

فرمانده ی کربلاست ما شاء الله

با این همه زخم باز زیباست حسین

زلفش روی نی رهاست ما شاء الله

ما را دم مرگ در بغل میگیرد

آنقدر که با وفاست ما شاء الله

ارباب حسینِ ماست ما شاء الله

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای کربلایی حسین طاهری
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

 

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …