اشعار محرم 1401 کلیک کنید

اول یار دین تویی و بس * محمدحسین حدادیان

اول یار دین تویی و بس
اشعار ماندگار

اول یار دین تویی و بس

اول یار دین تویی و بس

خاتم رو نگین تویی و بس

زهرا دختره تو بوده پس

ام المومنین تویی و بس

تو عالم از همه سری

چونکه صدیقه پروری

خیلی شیرینه گفتنش

مادرخونم حیدری

اَشهَدُ اَنّ اُمُنا زهرا

و اُمُها خدیجهَ الکُبری

ام المومنین ام المومنین

****

قلبت به نبی که گره خورد

پیغمبر که دل به تو سپرد

ای عشق الهی شما

کفرِ کافرا رو در آورد

ایثار تو زبونزده

مثلت دیگه نیومده

سرمایه دار مکه ای

سرمایت عشق احمده

اَشهَدُ اَنّ اُمُنا زهرا

و اُمُها خدیجهَ الکُبری

ام المومنین ام المومنین

****

هرکس که رسیده به حسین

میدونه که رفته زیر دِین

مدیونه به تو نوکریشو

ای مادربزرگِ حسنین

تو غم تو شادی با همیم

ما ثروتمند عالمیم

چون از خیر وجود توست

ما عشاق المحرمیم

پا برهنه ها میریم کرب و بلا

دیدنِ حسین شاه کربلا

چی میگیم تو راه ما زینبیا

یا حسین میگیم میریم کرب و بلا

انا مجنون الحسین

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای محمدحسین حدادیان
وفات حضرت خدیجه کبری 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …