اگرچه زخمی و خاموش و بی صدا آورد

اگرچه زخمی و خاموش و بی صدا آورد

تو را برای من از عرش نی خدا آورد

تو را به روی طبق روی دست های بلند

برای گرمی این بزم بی نوا اورد

قدم گذار به چشمی که ریخت مژگانش

سرت به گوشه ویرانه ام صفا اورد

نه دست مانده برایم نه پا ولی عمه

مرا برای تو از زیر دست و پا اورد

عدو شده سبب خیر تا تو را بوسم

ولی مپرس عزیزم سرم چه ها اورد

دلم برای عمو سوخت پیش نامردی

که قرص نان تصدق برای ما اورد

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.