محرم 99 کلیک کنید

سید مهدی میرداماد – بابایی تو که دق مرگم کردی

بابایی تو که دق مرگم کردی

بابایی تو که دق مرگم کردی

بابایی بگو کی برمیگردی

گمشده بودم باتو پیدا شدم

اومدیو صاحب بابا شدم

منم سه ساله ات

بابا جون جا نخور

فقط یکم شبیه زهرا شدم

از سرمم زیاده همین که باسر اومدی

یه تار موی سوختتو من نمیدم به احدی

بابایی تو که دق مرگم کردی

بابایی بگو کی بر میگردی

کی گفته من یه دختر اسیرم

خواب خوشو از شامیا میگیرم

من به نمایندگی از بچه ها

دورسرت میگردمو می میرم

منو ببر منو ببر

بر لب من این خواهشه

برای قبض روح من

عجل خجالت می کشه

بابایی توکه دق مرگم کردی

بابایی بگو کی برمیگردی

دعاهایی که دادی یادم بابا

خوندم تا که رد بشم از کوچه ها

نمی دونم چرا افاقه نکرد

شدم  شکسته پر زیر دست پا

گلبرگ های لاله شده

سنجاقک روی سرم

کاشکی می شد با هم بریم

یه گوشواره باز بخرم

بابایی توکه دق مرگم کردی

بابایی بگو کی برمیگردی

 

بابایی تو که دق مرگم کردی

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0