اشعار محرم 1401 کلیک کنید

صادق آهنگران – با نوای کاروان بار بندید همرهان

با نوای کاروان بار بندید همرهان
اشعار ماندگار
1

با نوای کاروان بار بندید همرهان

با نوای کاروان بار بندید همرهان

این قافله عزم کرب و بلا دارد

الرحیل ای خفتگان همسفر با عاشقان

سوی حسین رفتن لطف و صفا دارد

پست و بالا بی شمار هست در این رهگذر

وادی صحرای عشق نیست خالی از خطر

یا ز جان باید گذشت یا بباید داد سر

چون کربلا دیدن بس ماجرا دارد

بانگ هل من ناصر از پیشتاز آید به گوش

پیروانش جان به کف محو این صوت و سروش

قلب ها اندر تپش سینه ها اندر خروش

خوش دل نشین آهنگ آن دلربا دارد

خیمه گاهی در یمین پایگاهی در یسار

پاکبازان پر شتاب سوی جانان رهسپار

از ورای ماسه ها بارگاهی آشکار

دیدار جانانه رنج و بلا دارد

سرزمینی با صفا جبهه ای پر شور و حال

رهروانی تیز چنگ رو به معراج کمال

چون دو سردار شهید جانب قرب و وصال

الحق عجب حالی این جبهه ها دارد

شیرمردانی دلیر روی مرکب ها سوار

نوجوانانی ز پی همچو باران بهار

بهر شرکت در نبرد اشک ریزان زار زار

این منظره رُجحان بر عقل ما دارد

نوبهار آمد پدید فجر صادق بردمید

میزند بیدار باش هر زمان خون شهید

تا به کی خواب گران گاه بیداری رسید

جِیش خدا در دل عشق خدا دارد

از عروج لاله ها حور و صحرا گلشن است

وز فروغ کبریا جبهه حق روشن است

از قوای کربلا در تزلزل دشمن است

جِیش خمینی بر حق اتکا دارد

هر که در راه خدا جان و سر ایثار کرد

از همه هستی گذشت رو سوی پیکار کرد

در مسیر کربلا چهره را خونبار کرد

اجر عظیمی در نزد خدا دارد

لشکر قرآن و دین همچو کوهی استوار

بر شهیدانش کنند در دو عالم افتخار

نصر حق معلمی آشکار هست غم مدار

تا کشتی اسلام این ناخدا دارد

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.net

.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …