اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – به شوق بابا به اذن زهرا

به شوق بابا به اذن زهرا
اشعار ماندگار
1

به شوق بابا به اذن زهرا

به شوق بابا به اذن زهرا با کلی زحمت رسیدم اینجا

جدایی سخته عمو برا من عجب بلایی سرت اوردن

غم غربت تو شده بغض گلوم همه بدنت پره زخم عمو

ببین که گریون از غم جداییتم

غصه نخور عمو خودم فداییتم

عمو عمو حسین

****

تموم کارم تموم کارت میره به غارت دار و ندارت

دل ارزویی نداره دیگه من و بغل کن یه بار دیگه

دوست دارم نفسم نفست بگیرم ارزومه عمو بغلت بمیرم

میخوام به دور تو یه یا کریم بشم

راضی نشو عمو دو بار یتیم بشم

عمو عمو حسین

****

پریشونم کرد شبیه گیسوت این نیزه ای که رفته تو پهلوت

برام عذابه خدا میدونه محاسن تو غرق به خونه

خونی بدنت سرخ مثل عقیق همه جای تنت پره زخم عمیق

یه اسمون بلا باریده بر سرت

فدات میشم عمو جای برادرت

عمو عمو حسین

****

غریب عالم غریب گودال سرت چی اومد تو شیب گودال

شکسته پهلو شکسته سینه الهی عمه تو رو نبینه

نبینه از قفا سرت و می برن نبینه زیر پا بدن تو و من

تو سینه چاک من من سینه چاک تو

یکی میشه تنم با جسم پاک تو

عمو عمو حسین

دانلود فایل صوتی از اینجا

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …