اشعار محرم 1401 کلیک کنید

به کی بگم این دردو به کی بگم از حالم * سید مهدی میرداماد

به کی بگم این دردو به کی بگم از حالم
اشعار ماندگار
1

به کی بگم این دردو به کی بگم از حالم

متن مداحی به کی بگم این دردو به کی بگم از حالم

————————————

به کی بگم این دردو به کی بگم از حالم

روضه خونِ مسمار و سینه زنه گودالم

خونه پر از دود و کوچه پر از مه شد

حرمتی که بازم به زیر پا له شد

روضه روضه ی در و دیواره

روضه آخرش کوچه بازاره

پای روضه جون بدی جا داره

آه از غریبی

****

مدینه باز دلگیره مدینه باز پر درده

تموم روضه امشب به کوچه برمیگرده

همنفس حیدر همنفس مادر

دلی که تو غربت تو شعله زد پرپر

باز پشت دری هیزم آوردن

قلب پیرِمردی رو آزردن

بستن دستشو بی عبا بردن

آه از غریبی

****

مدینه خوب میدونه دست خزون بی رحمه

اونکه تو تب میسوزه عطش رو خوب میفهمه

یکی داره ذکر حسینو میگیره

روضه داره سمت کرب و بلا میره

وای از غربت پسر زهرا

تشنه کشتنش ظهر عاشورا

سر رو نیزه و تنش رو خاکا

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج سید مهدی میرداماد

شهادت امام جعفر صادق 1401

خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …