اشعار محرم 1401 کلیک کنید

جانم قاسم صورتتو پوشوندی * سید مجید بنی فاطمه

جانم قاسم صورتتو پوشوندی
اشعار ماندگار
6

جانم قاسم صورتتو پوشوندی

جانم قاسم صورتتو پوشوندی

جانم قاسم چه رجزی می خوندی

داره میرسه صدای حسن میجنگی برام به جای حسن

چه جنگاوری ای ابن الکریم سر تو میاد بلای عظیم

تا جای زره پوشیدی کفن ترسیدم برات عزیز من

با سر نیزه ها دورت میکنن دور تو شده پر از دشمن

****

جانم قاسم اسیر نیزه هایی

جانم قاسم اخه بگو کجایی

صدام میزنی نمیبینمت اتیشم زده عزیزم غمت

بالای سرت عمو جون رسید دیدم قاتلت موهات و کشید

افتادم حالا یاد مجتبی هر جای تنت پر از تیره

دست و پا نزن پا شو جون من از داغت عموت زمین گیره

****

ای وای قاسم چرا روی زمینی

دیگه حتی نمیتونی بشینی

نداره تنت جای سالمی نشد باورم همون قاسمی

تنت له شده زیر مرکبا واسه بردنت ندارم عبا

من رو تا حرم یاری کن پسر قدت شده مثه علی اکبر

جونم رو گرفت خون تو گلوت شد پهلوی تو مثه مادر

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 

با سلام و عرض خدا قوت و خسته نباشید خدمت زحمت کشان در سایت خوب مهجه. ایراد تایپی را در همین قسمت باید براتون یادداشت کرد ؟؟

ممنون
در بند اول نوحه ، خط چهارم” ای ابن الکریم” اشتباها” ای این الکریم” تایپ شده
در خط بعدیش هم عبارت “برات عزیز من” اشتباها” ربات عزیز من” تایپ شده

6 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …