اشعار محرم 1401 کلیک کنید

جانها به فدای تو ای حضرت ثارالله – محمدحسین پویانفر

جانها به فدای تو ای حضرت ثارالله
اشعار ماندگار

جانها به فدای تو ای حضرت ثارالله

جانها به فدای تو ای حضرت ثارالله

ذکر لب عشاقه مولا ابی عبدالله

گریه کنه این روضه پیغمبر خاتم شد

هرکس به تو دلداده آقای دو عالم شد

ای شور مدام من داغ تو به دل دارم

دیگر چه غم از اینکه هستی تو خریدارم

مولا ابی عبدالله

****

از حب تو در سینه من دُر و صدف دارم

دلتنگ تو ام جانا تا شوق نجف دارم

تا پای ضریح خود ما را بکشان حیدر

انگور ضریحت را بر ما بچشان حیدر

هر ضربه شمشیرت در معرکه ها غالب

غُرنده و توفنده ای پور ابی طالب

حیدر مددی مولا

****

ای شاه نجف با تو هرکس که برابر شد

یا نیمه شده یا که از معرکه ها در شد

ای حبل متین حیدر ای نقش نگین حیدر

ای آنکه زده پرچم در عرش برین حیدر

شمشیر دودم داری تو نقطه پرگاری

بابای حسینی و بابای علمداری

حیدر مددی مولا

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
شهادت امام کاظم سال 1400
کربلایی محمدحسین پویانفر

آرشیو اشعار شهادت 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …