اشعار محرم 1401 کلیک کنید

جان را به یک اشاره مسخر کند علی | متن شعر | حاج محمود کریمی

جان را به یک اشاره مسخر کند علی
اشعار ماندگار
1

جان را به یک اشاره مسخر کند علی

جان را به یک اشاره مسخر کند علی

دل را به یک نظاره منور کند علی

ایجاد گل ز شعله آذر کند علی

یک لحظه سیر عالم اکبر کند علی

بر کائنات جود مکرر کند علی

او را سزد به خلق امیری و رهبری

او آورد عدالت و قسط و برابری

تیغش رسد به چرخ گَه رزم ‌آوری

با ذوالفقار حیدری و دست داوری

یک لحظه فتح قلعه خیبر کند علی

افلاک را مهار کند با نظاره ‌ای

بی‌ مِهر او به چرخ نتابد ستاره ‌ای

نَبوَد به دهر منقبتش را شماره ‌ای

ابلیس را به بند کشد با اشاره‌ ای

یک لحظه گر اشاره به قنبر کند علی

پیغمبری نبوده بدون ارادتش

کعبه هنوز فخر کند بر ولادتش

مسجد هنوز شاهد شوق شهادتش

پروردگار فخر کند بر عبادتش

چون بندگی به خالق داور کند علی

او نا خداست کَشتی لیل و نهار را

فرمان دهد هماره خزان و بهار را

تقسیم کرده روز ازل خُلد و نار را

نَبوَد عجب که خلق خداوندگار را

با یک نگاه خویش ابوذر کند علی

گردون به پیش تیغ علی عفو که نه سپر

از حمله اش قضا و قَدَر میکند حَذَر

شمشیر فتح داور و شیر پیامبر

روز از سران فتنه بگیرد به تیغ سر

شب در خرابه با فقرا سر کند علی

هرجا خدا خداست علی هم بُوَد امیر

خورشید را توان کشد از آسمان به زیر

از بس که بود دیوِ هوا در کَفَش اسیر

حتی شکم ز نان جُوین هم نکرد سیر

با اینکه سنگ را دُر و گوهر کند علی

در آسمان لوای امامت به پا کند

در خاک با خدا دلِ شب اِلتِجا کند

در جنگ حفظ جان رسول خدا کند

در رزم تیغ خویش به دشمن عطا کند

در مهد پاره پیکر اژدر کند علی

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …