اشعار محرم 1401 کلیک کنید

جونمو نذر تویی که همه جا * حاج رضا هلالی

جونمو نذر تویی که همه جا
اشعار ماندگار
1

جونمو نذر تویی که همه جا

جونمو نذر تویی که همه جا

شُهره ای به مهربونی کردم

اگه خونِ دلت از بدیِ من

معذرت میخوام جوونی کردم

ولی میدونم خودت با خوبیات

راه بخشیدنِ هر گناهمی

من پناهنده ی دستای تو ام

دل خوشم به این که سرپناهمی

دلمو دست تو دادم یک عمر

واسه اینه که پریشونِ تو ام

من با عشق تو به دنیا اومدم

از همون بچگی حیرونِ تو ام

پدری کردی برامو بدیام

میدونم همش چشاتو تر کرد

یوسف عزیز دنیا خسته ای

دوری بستمونه زودتر برگرد

چطوری تونستم آقا یک عمر

دلتو دست یه دنیا غم بدم

غیر چادر سیاه مادرت

میتونم تو رو به چی قسم بدم

تکیه بزن به کعبه و  فاصله هارو کم کن

پرچم یا علی رو  رو بام کعبه علم کن

عشق یعنی که تو صاحب منی

عشق یعنی عشق صاحب الزمان

من با کل هفته کاری ندارم

عشق یعنی هر سه شنبه جمکران

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج عبدالرضا هلالی
زیارت مخصوصه امام رضا 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

 

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …