حرف دارم برای تک تکتان

حرف دارم برای تک تکتان

حرفی از اوج مرثیه بخصوص

ولی اول بیا سری بزنیم

به حریم قشنگ شمس شموس

چقدر صحن های تو در تو

چقدر حجره و رواق اینجاست

همه جا غرق بارش نور است

چقدر خوشه چلچراغ اینجاست

کار خورشید می کند اینجا

گنبدی که شد از طلا زرین

عهده دار غبار روبی شد

از دو گلدسته جبرئیل امین

هفته ای هفت مرتبه زائر

خواهد آمد برای پابوسی

ظهر از سوی بَست پایین و

نیمه شب از ورودی طوسی

طعم انگور دارد این بقعه

از دو صد باغ سر تر است آری

بوسه بر آن ضریح عطراگین

روز و شب مستی آور است آری

باز مثل همیشه بند آمد

با تماشای این ضریح زبان

در طواف حرم به چشمم خورد

طرح نقش و نگار فرشچیان

به فراز مناره ها بالاست

با طلوعی اگر اذان غمش

دم مغرب دوباره غوغائیست

در نماز جماعت حرمش

به چه مهمان سرای رنگینی

در صف انتظار پیر و جوان

میبرد هوش از سرت بوی

قورمه سبزی و قیمه بادمجان

سنگ فرش حرم شهادت داد

میرسد تا فرشته از هر سو

ذره ای گرد و خاک اگر باشد

با مژه میزند فقط جارو

نه یکی نه دوتا بیا و ببین

صحن در صحن شد شفا آباد

قدس و رضوان و جامع رضوی

کوثر و انقلاب و گوهرشاد

تا حوالی گنبدش بروی

مینشیند به شانه ات پرها

نیمه شبها به گوش می آید

چقدر ناله کبوترها

از بزرگان شهر دیدم که

طالب کفش داری اش شده اند

و به تن کرده جامه خدمت

خادم افتخاری اش شده اند

خودمانیم بارگاه کسی

اینچنین جلوتی ندیده به خود

حاضرم باز هم قسم بخورم

این حرم خلوتی ندیده به خود

بگذرم حال هشتم شوال

آمد از راه و باز غم دارم

در مراثی ما چه سِری هست

من به دنبال کشف اسرارم

با خودت فکر کن کمی حالا

بده پاسخ به این سوال عجیب

که چرا هرکه آمد اینجا گفت

السلام علیک با امام غریب

به گمانم غریب آقاییست

که ندارد برای خود حرمی

یا که حتی کنار تربت او

نگذارند لااق علمی

حرمی را سراغ دارم که

قبله گاه تمام افلاک است

ولی افسوس سالیان دراز

چشم تا کار می کند خاک است

به گمانم که این بهشت خدا

محرم کوچه های باریک است

نه چراغی نه شمع و فانوسی

مثل شبهای تار تاریک است

تا که قدری مشایعت بکند

در حرم دست مهربانی نیست

پشت دیوار می نشینی

به سرت هیچ سایبانی نیست

من نه تنها شنیده ام دیدم

به همه زائران خبر بدهید

غربت این است در کنار بقیع

حق ندارید ناله سر بدهید

***

حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند

رد دو دست ابالفضل روی آب بماند

حسن شدی که سوال غریب کیست در عالم

میان کوچه و گودال بی جواب بماند

حسین نیز غریب ست اگر شبیه برادر

ولی بناست بقیع حسن خراب بماند

کمی ز غصه تو رخنه کرده است به بیرون

تفاوت زن چون جعده و رباب بماند

به احترام حسینِ سه روز مانده به گودال

بناست زائر تو زیر آفتاب بماند

 

 .
تخریب قبور بقیع ۱۴۰۰ کربلایی حسین طاهری
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.